تشییع جنازه آیت الله افقهی برگزار شد


مراسم خاكسپاری و تشییع جنازه آیت الله افقهی سبزورای با حضور مردم و روحانیان سبزوار برگزار شد .  در این مراسم باشكوه پیكر مطهر این عالم ربانی امروز 30 شهریور ماه ساعت 9 صبح با حضورآیت ا... شاهرودی ، امام جمعه سبزوار و دیگر مسئولان شهرستان ازمقابل مسجد جامع برگزار و در مصلی این شهر در کنار مرقد پدر بزرگوارشان آیت ا... فخر به خاک سپرده شد.

گفتنی است مراسم ختم روز جمعه 91/6/31 از ساعت 3 الی 5 بعداز ظهر در مسجد پامنار و مراسم زنانه در روزهای مذکور در بیت معظم له برگزار خواهد شد.
آیت ا... سید علیرضا افقهی نماینده اسبق مردم سبزوار در پنجمین دوره از مجلس شورای اسلامی روز گذشته که حین تدریس در منزل شخصی خود دچار حمله قلبی شده درحال اعزام به بیمارستان دار فانی را وداع گفت.

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی...

پرندگان در آشیانه های خود جشن میگیرند و ماهیان دریاها شادمان میشوند و چشمه ساران میجوشند و زمین چندین برابر محصول خود را عرضه میکند . ( 1 )

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو میسازد و طوق ذلت بردگی را از گردن خلایق بر میدارد . ( 2 )

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

ساکنان زمین و آسمان به تو عشق میورزند ، آسمان بارانش را فرو میفرستد زمین گیاهان خود را میرویاند ......   و زندگان آرزو میکنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل آرامش حقیقی را می دیدند ومیدیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد . ( 3 )

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش . و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای را بیدار نمیکنی و خونی را نمی ریزی . ( 4 )

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

رفاه آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این ، نیامده است .مال و ثروت آنچنان وفور میابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش ، دریافت می کند . ( 5 )

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

اموال را چو سیل جاری میکنی ، و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمیکنی . ( 6 )

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

هیچکس فقیر نمیماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند میگردند و پیدا نمیکنند ؛ مال به هر که عرضه میکنند می گویند بینیازم . ( 7 )

ای معشوق آسمانی !

ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست میداشتیم و به تو عشق میورزیدیم . که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود . ظهور تو بی تردید بزرگ ترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم بخیر خواهد کرد .

زيباترين......

زیباترین شروع:بسم الله

زیباترین دین:اسلام

زیباترین خانه:کعبه

زیباترین استاد:امام صادق (ع)

زیباترین عمو:حضرت ابوالفضل (ع)

زیباترین غنچه:حضرت علی اصغر (ع)

زیباترین سرانجام:شهادت

زیباترین لباس:احرام

زیباترین ندا:فطرت

زیباترین دوست:کتاب

زیباترین روز:جمعه

زیباترین بیابان:عرفات

زیباترین میعاد:معاد

زیباترین کلام:لااله الاالله

زیباترین آواز:اذان

زیباترین شهید:امام حسین(ع)

زیباترین بنا:کعبه

زیباترین پرچم دار:حضرت عباس

زیباترین پیرمرد:حبیب ابن مظاهر

زیباترین آواره:سلمان

زیباترین شب: شب قدر

زیباترین خاک:تربت

زیباترین رحمت:باران

زیباترین کلمه:محبت

زیباترین لحظه:پیروزی

زیباترین سوره:حمد

زیباترین سلسله:انبیاء

زیباترین بانگ:تکبیر

زیباترین پارسا:حضرت علی(ع)

زیباترین زندانی:امام موسی بن جعفر

زیباترین صابر:حضرت ایوب

زیباترین مهاجر:هاجر

زیباترین عمل:عبادت

زیباترین چشمه:زمزم

زیباترین نیکی:نیکی به پدرومادر

زیباترین عهد:وفا

زیباترین ناله:نیایش

زیباترین جنگ:جنگ با نفس

زیباترین انسان:پیامبر (ص)

زیباترین ستون:دین

زیباترین مادر:حضرت فاطمه(س)

زیباترین منتقم:حضرت مهدی(عج)

زیباترین سخن گو:حضرت زینب

زیباترین قربانی:حضرت اسماعیل

زیباترین کوشش:فی سبیل الله

زیباترین سنگ:حجرالاسود

زیباترین آغوش:آغوش مادر

زیباترین سرمایه:زمان

زیباترین زمین:کربلا

زیباترین ابزار:قلم

زیباترین شعار:صلوات برمحمد وآل محمد

نگاهي گذرا بر زندگي جد مرحوم سيدعليرضاافقهي سبزواري

ولادت و رحلت

آیت اللّه سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری، فرزند آیت اللّه سید علیرضا افقهی سبزواری، در روز عید سعید غدیر خم ـ سال 1329ق، مطابق با 1288 ش، در شهر سبزوار دیده به جهان گشود. وی سرانجام پس از یک زندگی گهربار، به دنبال یک بیماری گوارشی، روز دوشنبه 27 ماه صفر 1414ق (25 مرداد ماه 1372ش)، در شهر نجف اشرف به دیدار یار شتافت. بعد از رحلت، به علت سخت گیری های رژیم بعثی صدام، مراسم دفن ایشان، تنها با حضور پنج نفر از نزدیکان، در مسجدی که نماز خوانده و درس می گفتند، به صورت غریبانه ای برگزار گشته و همان جا دفن گردیدند.

برجستگی های شخصیتی

آیت اللّه سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری، شخصیتی جذاب داشت. از ویژگی های برجسته ایشان این بود که از تمامی لحظات زندگی به خوبی استفاده می کرد و به اشتغالات علمی، تحقیقی و عبادی می پرداخت. نظم در همه ابعاد زندگی ایشان به چشم می خورد، به گونه ای که هر هفته، یک بار قرآن را ختم می کرد و هر شب، در ساعتی معین، به حرم امیرمؤمنان علی علیه السلام مشرف می شد. مرحوم سبزواری، از تذکر، امر به معروف و نهی از منکر، و تشویق به مستحبات و ترک مکروهات خودداری نمی نمود. ایشان به غیر از مواقع درس یا پاسخگویی به پرسش های علمی، بیشتر سکوت می کرد یا به ذکر الاهی مشغول بود.

تحصیلات

آیت اللّه سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری، خواندن و نوشتن و دروس مقدماتی حوزوی را تا قبل از چهارده سالگی نزد پدر خود و در زادگاه خویش، سبزوار گذرانید. ایشان سپس در سال 1342ق، مطابق با 1302ش، به مشهد مقدس هجرت نمود و در مدت ده سال اقامت در این شهر، ادبیات، صرف و نحو، معانی، بیان و بدیع را نزد ادیب نیشابوری، فقه و اصول را نزد آیت اللّه شیخ حسن بُرسی، فلسفه و حکمت را نزد آیات عظام بزرگ حکیم و سیدمحمد عصار، و تفسیر را نزد شیخ حسن علی اصفهانی مشهور به نخودکی آموخت. مرحوم سبزواری سپس برای تکمیل تحصیلات خویش، در سال 1350ق به نجف مهاجرت نموده، فقه و اصول را از محضر سیدابوالحسن اصفهانی، میرزا حسین نائینی، شیخ ضیاءالدین عراقی و شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، فلسفه و حکمت را از آیت اللّه بادکوبه ای، و تفسیر و اخلاق را از محضر حاج شیخ جواد بلاغی بهره مند گردید.

تدریس

آیت اللّه سید عبدالاعلی موسوی سبزواری، از سال 1325ش، مطابق با 1365ق، از 37 سالگی به تدریس دروس سطح خارج حوزه پرداخت. ایشان در ایام تحصیل، به تدریس دروس خارج فقه و اصول، و در روزهای تعطیل به تدریس تفسیر قرآن و گاهی نیز به تدریس حکمت، کلام و عقاید می پرداخت. در روزهای ماه مبارک رمضان نیز، به تدریس فقه الحدیث می پرداخت و در آن به مباحثی چون شناخت احادیث صحیح از ناصحیح مبادرت می ورزید.

آثار

حدود پنجاه سال تدریس آیت اللّه سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری که با ثبت دروس توسط ایشان همراه بود، گنجینه ای از نوشته ها را به جای گذاشته که برخی از آن ها تا کنون به چاپ رسیده است. مُهَذّب الاحکام، تفسیر مواهب الرحمان، و نیز حاشیه بر کتاب های جواهر الکلام، حدائق الناظره فی احکام العترة الطاهره شیخ یوسف بحرینی، الوافی فیض کاشانی، وسائل الشیعه و هم چنین اسفار ملاصدرا برخی از آثار مرحوم سبزواری می باشد. ایشان در کتاب تهذیب الاصول، آرای استادان خود را در علم اصول نقد و تحلیل کرده و دیدگاه های خود را نگاشته است. از دیگر آثار ایشان در مسائل فقهی، می توان به جامع الاحکام الشرعیه، حاشیه بر عروة الوثقی، حاشیه بر وسیلة النجاة، مناسک حج و کتاب های دیگری اشاره کرد که برای مقلدان خود به نگارش درآورد.

تفسیر قرآن

مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، از نوشته های پرارج مرحوم سید عبدالاعلی موسوی سبزواری است که با دیدی علمی، به ابعاد مختلف ادبی، لغوی، بلاغی، فقهی، کلامی و اجتماعی قرآن پرداخته و به تفصیل وارد بحث شده است. ایشان در ابتدا پس از ذکر مسایل کلی هر سوره، به چگونگی معنای آیه و بیان واژه های آن پرداخته و سپس به بحث های عمومی و کلی مناسب با پیام آیه می پردازد.

اقدامات مذهبی، اجتماعی و سیاسی

از اقدامات آیت اللّه سید عبدالاعلی موسوی سبزواری برای ترویج دین در سراسر جهان، می توان به فرستادن نمایندگانی زبده به اروپا، آمریکا و کشورهای عربی و آسیایی، و نیز طرح وسیع ایشان برای تجدید بنای مسجد سهله و مسجد کوفه اشاره کرد. در جنبه سیاسی نیز، می توان از موضع سیاسی ایشان در برابر نظام حاکم بغداد در سال 1412ق، و فتوای ایشان درباره انتفاضه عراق و رویارویی و براندازی نظام حاکم سخن گفت.

سیدعبدالاعلی در کلام رهبر معظم انقلاب

در پی رحلت عالم ربانی سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت اللّه خامنه ای، در بخشی از پیام تسلیت خویش درباره ایشان چنین بیان داشتند: «ایشان از فقهای عالی مقام و از مدرسین و علمای بزرگی بودند که عمر با برکت خود را در نجف به تدریس و تحقیق و تقویت شاگردان، و تألیف کتب سودمند و با ارزش گذرانیده بودند. ... در آخرین سال های عمر شریف این روحانی بزرگوار، حوادث خونین عراق و قیام فداکارانه مردم در برابر حکومت ستمگر بعثی پیش آمد که ایشان در رهبری و هدایت مردم، دارای نقش و تأثیر بودند و بدین جهت، پس از سرکوب قیام تا چندی در محنت فشارهای رژیم بعثی گذرانید».

انالله وانا اليه راجعون

امروز ظهر حال و هواي شهرمون عجيب بود.

مردي از ديار سربداران و از خانواده اي مذهبي كه چندين سال با بيماري لاعلاج دست و پنجه نرم ميكرد سرانجام در ظهر امروز و مصادف با ولادت خواهر ولي نعمتمان،كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س)  عالم رباني و فرهيخته شهرمان حضرت آيت الله سيد عليرضا افقهي(ره) دعوت حق را لبيك گفتند و به ديار باقي شتافتند. خادمين تكيه بيت الرقيه(س) اين ضايعه عظيم را محضر مقدس امام زمان(عج) ، بيت مكرم حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي و خانواده محترم آن مرحوم تسليت عرض نموده و از خداوند تبارك و تعالي براي خانواده آن حضرت صبر و شكيبايي را مسالت داريم.

اهانت خواننده لس آنجلسی به امام زمان (عج)

اهانت خواننده لس آنجلسی به امام زمان (عج)

محسن نامجو خواننده لس آنجلسی در جدیدترین آلبوم خود آهنگی را در توهین به امام زمان اجرا نمود.درحالی که امت اسلامی داغدار حرمت شکنی فیلم موهن به ساحت مقدس حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و پیش از آن هتاکی گستاخانه به فرزند ایشان، امام علی النقی، می باشد و در ادامه توهین های بی شرمانه عوامل هتاک و ضددین وابسته به صهیونیزم جهانی، این بار یک خواننده خارج نشین ایرانی، به حضرت صاحب الزمان توهین کرد.

 
 محسن نامجو، خواننده ای که چندی پیش در اهانتی زشت، آیات قرآن را با موسیقی خوانده بود و این عمل او به شکایت عباس سلیمی، قاری و پیشکسوت قرآنی و همچنین اعتراض جامعه قرآنی منجر شده بود، به تازگی در آلبوم جدید خود ظهور امام زمان را به سخره گرفته و درهمین راستا قطعه ای را اجرا نموده است.
 
پیش از این نیز او در آخرین کنسرتش و در عملی مشابه با شاهین نجفی به اعتقادات مذهبی شیعیان توهینی بی شرمانه می کند تا تفکرات بیمار خود را اینگونه به  نمایش عموم ایرانیان مسلمان بگذارد.
 
شایان ذکر است توهین های سلسله وار عناصر بی ارزش به مقدسات مسلمانان، ضمن آنکه نشان از حرکتی کاملا حساب شده و طراحی گشته از جانب برنامه ریزان جریان ضددین حاکم بر دنیا دارد، بیانگر به آخر خط رسیدن این جریان و چنگ انداختن های دیوانه وار آنان به خورشید درخشان اسلام است.
 
گفتنی است باتوجه به همزمانی این اقدام با انتشار فیلم موهن، به نظر می رسد اتحاد جهان اسلام  در خروش علیه  آمریکا و صهیونیزم به عنوان حامیان و برنامه ریزان  اهانت به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، آنان را به وحشت انداخته و لذا یکی از اهداف طراحان اصلی این سناریو، انحراف افکار عمومی و خشم ایرانیان و شیعیان از مساله فیلم موهن و مقابله با خروش یکپارچه مسلمین علیه استکبار جهانی و دنیای کفر است.

براستي چرا؟؟؟


هتك حرمت به ساحت مقدس پيام آور وحي، خاتم پيامبران ،رحمه للعالمين، پيغمبر اكرم (ص) را به محضر مقدس و نوراني امام زمان (عج) تسليت عرض نموده و تكيه بيت الرقيه(س) سبزوار اين گونه حمايت كه نشات گرفته از سياست هاي بين المللي مي باشد را شديداً محكوم مي نماييد.


السلام عليك يا شيخ المذهب الشيعه

امام صادق ( علیه السلام ) به قدری با مردم مهربان بود و برای خوشبختی مسلمانان تلاش می کرد

که در اثر آن تلاش ها روز به روز بر عظمت آن حضرت افزوده میشد و در نتیجه دشمنان او

و در راس آنها منصور دوانیقی نتوانست وجود آن بزرگوار را تحمل کند و سرانجام توسط

مزدوران مرموز خود ؛ آن حضرت را با انگور زهر آلود کرد .

امام صادق ( علیه السلام ) در سال 148 هجری به دستور منصور مسموم و شهید گردید .

یکی از شاگردان امام جعفر صادق ( علیه السلام ) برای عیادت به بالین آن حضرت آمد دید آنچنان

ایشان لاغر شده که بیش از رمقی از وی باقی نمانده است . گریه کرد و امام به او فرمود :

چرا گریه میکنی ؟ او گفت آیا من که شما را در این حال می نگرم گریه نکنم ؟ امام فرمود :

گریه نکن همانا همه نیکی ها به مومن عرضه می شود . اگر اعضای بدن او قطعه قطعه شود

برای او خیر است و اگر سراسر بین مشرق و مغرب را مالک گردد باز برای او خیر است .

ابو بصیر می گوید : پس از شهادت امام صادق ( علیه السلام ) همراه بعضی از دوستان نزد حمیده

برای عرض تسلیت رفتیم . او گریه کرد و ما نیز گریه کردیم . آنگاه گفت : ای ابو بصیر اگر

امام را هنگام مرگ می دیدی چیز عجیبی مشاهده می نمودی . چشمهای خود را گشود و فرمود :

بستگانم را حاضر کنید . ما همه آنها را حاضر کردیم . به آنها نگاه کرد و فرمود : همانا شفاعت

ما نمی رسد به کسی که نماز را سبک بشمارد .

امام صادق ( علیه السلام ) از آنجایی که می دانستند خفقان حاکم بر جامعه مانع گسترش آثار

 آن حضرت و بازگویی حقایق برای آیندگان است وصیت کرد بعد از وی هفت سال در مراسم
حج مراسم سوگواری برایش تشکیل دهند و مقداری از اموال او را در

این مراسم به نیازمندان بدهند .


چنین وصیتی آن هم در موسم حج که مردم از اکناف و اطراف اجتماع می کنند حاکی از این است

که امام میخواست حقایق گفته شود تا مردم ظالم و مظلوم را بشناسند و از ماجراهای پشت
پرده نا آگاه نباشند و در نتیجه وظیفه اسلامی خود را تشخیص دهند

شهادت امام جعفر صادق(ع)ش تسليت باد

 

غم صادق

 

نفـس به سینـه تنگم که در شمـاره بُود         پـیــاده بـوده ام و دشـمـنـم سـواره بُود

برهنه پا من و دشمن کشید درپی خود         که مقصدش بـسوی قصرش و اماره بود

نفـس نمــاند بـرایـم نمـانـد تـاب و تـوان         کـلام مـن بـه زبـان نـه فـقـط اشـاره بود

زبــان تــنـــد و بــد او دل مــرا لــرزانــــد         شـعــار و ورد لبــش نــاسـزا همـاره بود

به قصر خویش مرا برد و قصد جانم کرد          پیمبـر اسـت کـه با خشـم در نظاره بود

عدو کشید به آتش حریم و خانه ی من         از ایـن جـسـارت آنـان به دل شـراره بود

تـمـام اهــل حـریـمـم فــرار مـی کردنـد         ز بیـن شعله ، که کـارم بـدون چـاره بود

ز یــاد جـد خـودم یــاد کـرده ام آن کس         که زخم بر تنـش افـزون ز هر ستاره بود

اگـر رسـیـد بـلایـی بـه اهلـم انـدک بود         ولی بـه کـرب و بـلا  درد گـوش پـاره بود

نـه از عدو و نـه از شعله در امـان بودند         کـه سوخنتنـد و عدو فکر گـوشـواره بود

       بـریـز اشـک روان محسن از غـم صـادق       

کـه بــر مـصـیـبـت جــد تــو یـــادواره بود

بخون و عمل كن

توجه!.....................اطلاعیه.......................توجه!
 
قابل توجه شيعيان و عاشقان اهل بيت(ع)مخصوصاًجوانان!

صاحب العصر و الزمان؛حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج)

برای تشكيل حكومت جهانی و گسترش عدل علـــــوی

نياز به نيروی فعال پاک و جوانــــــــــــــــان متعهد دارد،

بنابراين از علاقه مندان جهت ثبت نام دعوت به عمل مي آيد.

*شرايـــــــط ثــبـت نـام:

1-دارا بودن قلب لطيف و مهـــــــــربان...

2-انجام واجبات و ترک محــــــــرّمات...

3-تزكيه نفس...

(كه اين مهمترين و اساسی ترين شرط سربازگيری حضرت است.)

4-تشويق وترغيب ديگران به سوی آن يارمهربان

(امر به معروف ونهي از منكر)

*زمـــان ثــبـت نــام:

ثبت نام و سرباز گيری شروع شده است.

*مكان ثبت نام:

دل داوطلــــــب...

*لازم به ذكر است فرصت برای پيوستن به حضرت؛بسيار محدود

 است،حتی برای وضو گرفتن هم وقت نيست،بايد تيمم كردو با

نمازعشق به ياری آن حضـرت شتافت و در صورتی كه تعداد

داوطلبان به حد كافی نرسد،ظهور ايشان به تاخيـر می افتد،

 و همه ی ما مسئول اين فاجعه خواهيـم بود!

ای لشكر صاحب زمان

آماده باش؛آماده باش!!!

امير بي قرينه كي ميايي...


http://mikhak.net/wp-content/uploads/ssssvrn6s.jpg


به نام خالق حضرت مهدی (ع)،درود بی پایان خداوند بر آل یاسین(ع).

برادران و خواهران ،امید است ما شیعیان از خواب غفلت برخیزیم و به ندای امام زمانی که فرمود:«اگر شیعیان ما یکپارچه و یکدل ما را بخواهند،هرگز سعادت دیدار ما از آنان به تاخیر نمی افتاد».(کلمه ا امام المهدی(ع)،ص151)  لبیک گوییم و بدانیم جز ما شیعیان کسی نیست که مردم جهان را به کشتی حضرت بقیة الله -ارواحنا فداه- راهنمایی کند وما باید بپا خیزیم و امام زمانمان را قبل از ظهورش یاری کنیم؛چرا که بعد از ظهور،همه ملائکه و بلکه عموم مردم عالم که طالب صلح و عدالت اند،هر یک به نحوی آن حضرت را یاری خواهند فرمود،مهم آن است که قبل از ظهور،شیعیان بیدارشوند وبپا خیزند و زمینه ی ظهور را پدید آورند.

دانم دلیل رفتند بد بودن ما بود  *   اما بخوان از چهره مان خط پریشانی

http://cheshmentezar.persiangig.com/11.jpg

اللهم عجل لوليك الفرج

به نام خالق حضرت مهدی (ع)،درود بی پایان خداوند بر آل یاسین(ع).

برادران و خواهران ،امید است ما شیعیان از خواب غفلت برخیزیم و به ندای امام زمانی که فرمود:«اگر شیعیان ما یکپارچه و یکدل ما را بخواهند،هرگز سعادت دیدار ما از آنان به تاخیر نمی افتاد».(کلمه ا امام المهدی(ع)،ص151)  لبیک گوییم و بدانیم جز ما شیعیان کسی نیست که مردم جهان را به کشتی حضرت بقیة الله -ارواحنا فداه- راهنمایی کند وما باید بپا خیزیم و امام زمانمان را قبل از ظهورش یاری کنیم؛چرا که بعد از ظهور،همه ملائکه و بلکه عموم مردم عالم که طالب صلح و عدالت اند،هر یک به نحوی آن حضرت را یاری خواهند فرمود،مهم آن است که قبل از ظهور،شیعیان بیدارشوند وبپا خیزند و زمینه ی ظهور را پدید آورند.

دانم دلیل رفتند بد بودن ما بود  *   اما بخوان از چهره مان خط پریشانی

زندگاني حبيب بن مظاهر

حبيب فرزند مظاهر(مظهر) چهارده سال پيش از هجرت پبامبر اکرم در خاندان بزرگ بني اسد در يمن به دنيا آمد. سال نهم هجري با خانواده اش به مدينه آمد و آن جا ساکن شد. در نوجواني فقط چند صباح از اوان زندگي را در زمان پيامبر گذراند و در اين مدت کوتاه، به خاطردوستي با يکي از کودکان مدينه که او حسين بن علي بن ابيطالب بود، درخشيده اين دو نفر با يکديگر حدود 10 تا 13 سال اختلاف سن داشتند اما حبيب هميشه در مقابل اين کودک بسيار فروتن بود. دوران جواني و ميان سالي خود را در کنار امير المومنين علي(ع) با جنگ هاي صفين و نهروان پشت سر گذاشت و همواره يکي از سرداران و دلاور مردان سپاه علي و نامش در کنار ياران علي(ع) رقم خورد. در دوران خلافت اميرالمومنين و با آغاز جنگ جمل، همراه آن حضرت راهي بصره شد و پس از پايان جنگ، کوفه را براي زندگي خود انتخاب کرد. پس از شهادت علي(ع)، در کنار امام مجتبي (ع) و در سايه آن حضرت بود و درس سکوت را از آن حضرت آموخت حبيب بن مظاهر، در اين سال ها در کنار آل بيت پيامبر غم ها و اندوه هاي فراوان از دشمنان آل البيت ديد تا به سن پيري رسيد. به هنگام خروج امام حسين از مدينه به مکه و دعوت مردم کوفه از آن حضرت، که حبيب هم جزو دعوت کنندگان آن حضرت بود و نامه اي در اين زمينه به همراه چند نفر براي حسين بن علي نوشت. امام حسين(ع) هم نامه اي به حبيب نوشتند و او را به ياري خود دعوت نمودند. حبيب به دنبال شنيدن خبر ورود امام حسين به کربلا، خود را از کوفه به آنجا رسانده و در رکاب حسين ابن علي جنگيد و تا آخرين لحظه وفاداري خود را به امام زمانش ابراز کرد و سرانجام در ظهر عاشورا به شهادت رسيد. هنگام شهادت 75 سال داشت و سر او به همراه سرهاي شهدا در کوفه گردانده شد. حبيب بن مظاهر (مظهر) يکي از فرماندهان سپاه امام حسين(ع) در کربلا بود که فرماندهي جانب چپ لشگر را به عهده داشت. هنگامي که يکي از افراد سپاه عمر سعد براي مبارزه‌ي تن به تن مبارز طلبيد، حبيب بن مظاهر فوراً دعوت وي را اجابت کرد، ولي امام(ع) به او اجازه نداد. حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه دو يار ديرينه بودند که وفاداري خود را به امام (ع) از همان زمان که به ياري مسلم بن عقيل به پا خاستند نشان داده بودند.  

هنگامي که مسلم بن عوسجه پس از مبارزه از اسب به زمين فرود آمد، حبيب به همراه امام حسين(ع) بر بالين مسلم حاضر شدند. حبيب به مسلم گفت: «شهادت تو براي من سخت است! تو را به بهشت بشارت مي‌ دهم!» مسلم با صداي ضعيفي پاسخ داد: « خداوند تو را به خير بشارت دهد!» حبيب گفت: «مسلما اگر يقين نداشتم که پس از مدتي کوتاه بعد از تو به تو ملحق خواهم شد، دوست داشتم به هر چه مي خواهي وصيت کني تا به آن جامه عمل بپوشانم، آن چنان که تو شايسته آني.» مسلم پاسخ داد: «تو را به اين مرد سفارش مي کنم که جان خود را فداي او کني.» و با دست خود به امام حسين(ع) اشاره کرد. حبيب گفت: «قسم به خداي کعبه چنين خواهم کرد.» در روز عاشورا هنگامي که امام حسين(ع) براي اداي نماز ظهر از سپاه کوفه مهلت خواست، «حصين بن تميم» از سپاه عمر بن سعد گفت: «نماز شما پذيرفته نيست.» حبيب بن مظاهر در پاسخش گفت: «گمان مي کني نماز از آل رسول خدا پذيرفته نيست و نماز تو پذيرفته است، احمق نادان؟!» حصين بن تميم به حبيب حمله کرد و حبيب با ضربه‌اي، حصين را از اسب به زمين انداخت. ياران حصين به سوي او شتافتند و او را نجات دادند. حبيب پيوسته بر آنان حمله کرد و چنين رجز خواند: «همانا من حبيب هستم و پدرم مظهر است. سواره ي صحنه پيکار در حالي که آتش جنگ شعله ور مي شود. شما هم سلاح تان بهتر و هم تعدادتان بيشتر است، ولي ما با وفاتر و شکيباتر از شماييم.» حبيب در اين مبارزه ي دلاورانه، عده‌ي زيادي از سپاه يزيد را کشت تا اين که«بديل بن حريم» با شمشير به او حمله کرد و ضربه اي به او زد. مردي از تميم نيز با نيزه بر او حمله‌ور شد. حبيب از اسب بر زمين افتاد و چون خواست از جا برخيزد، حصين بن تميم با شمشير ضربه‌اي ديگر به سر او زد و آن مرد تميمي سر از تن حبيب جدا کرد. شهادت حبيب بن مظاهر براي امام حسين(ع) بسيار گران آمد و دل مبارکش را شکست و فرمود: «از خدا انتظار دارم که حاميان و ياران مرا اجر دهد. اي حبيب! چه مرد برگزيده‌اي بودي که خدا تو را توفيق داد هر شب ختم قرآني کني.»

8 شوال سالروز تخريب بقيع / يوم الهدم

در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام –  و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .